محور تبریز پروژه دانشگاه استخوان دانشگاه

محور: تبریز پروژه دانشگاه استخوان دانشگاه بیمارستان بخش پیوند مغزو استخوان

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری جمع آدم های بیکار!

و کارگردان آن هم محمدحسین لطیفی خالق«صاحبدلان» باشد، بیننده ترغیب به دیدن سریالی می شود که اطمینان دارد کار با ارزشی است و قطعا جزو مجموعه های پرمخاطب تلویزیون

جمع آدم های بیکار!

جمع آدم های بیکار!

عبارات مهم : سریال

وقتی عنوان یک سریال برگرفته از یکی از شعرهای مولانا در مثنوی است:

«خوشتر آن باشد که سر دلبران

جمع آدم های بیکار!

گفته آید در حدیث دیگران»

و کارگردان آن هم محمدحسین لطیفی خالق«صاحبدلان» باشد، بیننده ترغیب به دیدن سریالی می شود که اطمینان دارد کار با ارزشی است و قطعا جزو مجموعه های پرمخاطب تلویزیون خواهد بود. ولی با همان قسمت های ابتدایی و دیدن بازی های نه چندان خوب و تصنعی و از هم گسیخته ای که فاقد هر گونه انسجامی در قصه و بازی هست، همه معادلات به هم می ریزد.

و کارگردان آن هم محمدحسین لطیفی خالق«صاحبدلان» باشد، بیننده ترغیب به دیدن سریالی می شود که اطمینان دارد کار با ارزشی است و قطعا جزو مجموعه های پرمخاطب تلویزیون

«سر دلبران» عنوان یکی از مجموعه های ماه رمضان است که می توانست به واسطه حضور کارگردان و بازیگران شاخصی که دارد و همچنین داستانی که به خودی خود متن تازه و داستان بکری دارد، زیاد مورد توجه قرار بگیرد. حتی کارگردان هم پیش از پخش سریال در گفت و گوهایش اذعان داشت که نگاه خاص ای به این سریال دارد. ولی در اجرا این اتفاق نیفتاد. گرچه عوامل بسیاری در موفقیت یک اثر نمایشی موثر هستند و به خصوص در یک سریال تلویزیونی که شرایط حاکم بر فضای این رسانه هم روی کارها تاثیرگذار هست، ولی این انتظار می رفت که با سریال بهتر و موفق تر و جالب تری روبرو باشیم.

داستان «سر دلبران» با ورود سید سلیم به مسجد الرحمن شکل تازه ای می گیرد و تا به امروز داستان از یک محله و یک مسجد خارج نشده و فراتر نرفته هست. محله ای که پیش از آشنایی با روحانی جوان چندان اعتماد و علاقه ای به حضور او نداشتند و برابر پایش سنگ اندازی می کردند. ولی با شناختی که از وی پیدا کردند، توانستند او را نیز به عنوان یکی از هم محله ای های خود بپذیرند.

داستان به نوبه خود با توجه به روایتی که نویسنده در نگارش داشته و فضایی که جهت قصه اش ترسیم کرده، می تواند جالب و جالب باشد. ولی گویا در شخصیت پردازی آنطور که باید نتوانسته موفق عمل کند.

جمع آدم های بیکار!

به این خاطر که شخصیت های مهم این داستان هر کدام به نوعی درگیر یک بلاتکلیفی خاصی هستند. مخاطب گاهی بعد مثبت این افراد را می بیند و گاهی بعد منفی. از این رو تکلیفش مشخص نیست که در کنار قهرمان و ضدقهرمان این داستان، سایر کاراکترها دارای چه شخصیتی هستند. از جمله پروانه با بازی جهانبخش سلطانی که بیننده تضاد بسیاری در رفتارش در طول کار می بیند. از طرفی کاووس هم با بازی شهرام عبدلی خیلی سریعتر از آنچه مخاطب تصور می کرد، سرخورده و پشیمان شد و توبه کرد! و از همه مهتر اینکه گویا اهالی این محله هی کاری به جز مسجد نشینی و قدم زدن در کوچه های این محله ندارند!

نکته دیگر بازی برزو ارجمند است که مخاطب با دیدن وی در ابتدای داستان بازی پرویز پرستویی در فیلم «مارمولک» برایش تداعی می شد. گرچه در طول کار توانست در بازی اش شخصیت سید سلیم را پیدا کرده و در خود حل کند. از طرفی لطیفی در این سریال صورت جدیدی از یک روحانی جوان را به تصویر کشید که در کمتر سریالی تاکنون شاهد بوده ایم. مخاطب پیش از این در سریالها صورت دیگری از یک روحانی را می دید. ولی در این مجموعه صورت متفاوتی از یک روحانی جوان را با همه پرسشها و دغدغه هایش دید. ولی آنچه که جهت مخاطب این سریال عجیب هست، پرخاشگری و عصبی بودن همه کاراکترهاست. از روحانی جوان گرفته و مادرش تا همه شخصیت های مهم و فرعی این سریال که هر کدام به نوعی عصبانی هستند و پرخاشگری می کنند. بیننده در این سریال با هیچ کاراکتری که آرامش خاطر داشته باشد و در کمال خونسردی با دیگران صحبت و برخورد کند، نمی بیند. تنها می توان به خلیل با بازی فرخ نعمتی اشاره کرد که تمام کارهایش را در کمال خونسردی انجام می دهد!

و کارگردان آن هم محمدحسین لطیفی خالق«صاحبدلان» باشد، بیننده ترغیب به دیدن سریالی می شود که اطمینان دارد کار با ارزشی است و قطعا جزو مجموعه های پرمخاطب تلویزیون

اما آنچه که در کست این سریال مهم هست، حضور بازیگرانی چون اسماعیل محرابی و جهانبخش سلطانی است که سالهاست کمتر در سریال های تلویزیونی حضور دارند. گرچه بازی سلطانی به نوعی یادآور قصه های مجید هست، ولی بعد از سالها در یک سریالی که از شبکه های سراسری پخش می شود، بازی کرده هست. البته شنیده شده است که گویا رضا توکلی در ابتدا قرار بوده این نقش را بازی کند که این اتفاق نیفتاد و نقش دیگری به وی سپرده شد و مخاطب چند شبی است که به جای وی در کلانتری بازیگر دیگری را می بیند!

جمع آدم های بیکار!

از گزینش بازیگران و به خصوص برزو ارجمند که نقش مهم سریال را برعهده دارد و در تلاش است تا بازی اش شباهتی به نقشش در سریال «معراجیها» نداشته باشد که بگذریم، مساله گویش بازیگران این کار هست. تمام لوکیشن های این سریال در یزد است و همه سکانس های آن در این شهر برابر دوربین رفته هست، ولی بیننده نه تصویری از قشنگی ها و اماکن گردشگری این شهر می بیند و نه مردم این محله با گویش یزدی صحبت می کنند! گویی از هر شهر و دیاری یک نفر وارد این محله شده است و سرنوشت می گذراند. در این محله خراسانی، آذری، تهرانی و اصفهانی زندگی می کنند؛ به جز یزدی!

حال باید دید کارگردان نتوانسته بازیگرانش را متقاعد کند که با گویش یزدی صحبت کنند و یا این اتفاق خودخواسته بوده هست. به هر حال این کار هم مانند هر کار دیگری دارای نقاط ضعفی است که از نگاه مخاطبان باهوش تلویزیون پنهان نمی ماند.

در نهایت اینکه «سر دلبران» در مقایسه با سریال های دیگر روی آنتن کار شایسته تر و بایسته تری نیست و بر خلاف انتظار نمی تواند عنوان پرمخاطب ترین سریال ماه رمضان را از آن خود کند. گرچه که سریال های دیگر روی آنتن هم چندان کارهای فاخری نیستند. ولی می توان به یکی از نقاط قوت این سریال اشاره کرد که حضور و علاقه مردم به مسجد محله را نشان می دهد که به نوعی مسجد را منزل دوم خود می دانند و از هر فرصتی استفاده کرده و به مسجد می آیند. حتی مراسم ازدواج و عقد یکی از اهالی را هم در این مکان می گیرند که از این نظر می تواند تاثیر مثبتی روی مخاطب به خصوص جوان ترها داشته باشد. اینکه می توانند با همدلی یکدیگر از بعد پرسشها خود بربیایند و مسجد تنها مکانی جهت عبادت و برگزاری مراسم ختم نباشد.

بانی فیلم

واژه های کلیدی: سریال | مخاطب | داستان | سریالی | داستان | کارگردان | کارگردان و بازیگر | اخبار فرهنگی و هنری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog